ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
597
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ايمان گرفتهاند چنان كه در اين آية آمده است : « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ » « 6 » ، وگاهى تقوا را به معناى توبه گرفتهاند : « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا » « 7 » وگاهى تقوا را به معناى ترك معصيت گرفتهاند مانند : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ » « 8 » . ( 3984 - 3970 ) حال كه معناى تقوا را دانستى بدان كه امام ( ع ) آنها را به لزوم رعايت تقوا آگاه مىكند كه تقوا رهايى بخشنده از شبهات است ( 3996 - 3985 ) وبه آنها يادآور مىشود كه در شبهات غرقند كه : الا وانّ بليّتكم قد عادت كهيأتها يوم بعث اللّه نبّيه . مقصود حضرت از بلاياى آنها تشتّت آرا واختلاف نظر ونداشتن الفت ومتّحد نبودن در يارى رساندن به دين خداست ، آنها شبهات القا شده از سوى شيطان را پذيرفتند ووسوسههاى شيطان را به دل راه داده ومغلوبش شدند . واين از بزرگترين امتحاناتى است كه خداوند بندگان خود را بدان مىآزمايد . در اين باره خداوند متعال مىفرمايد : « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ » « 9 » . اينها شبيه أموري هستند كه در زمان بعثت پيامبر ( ص ) در ميان مردم رواج داشت ودر ضمن اين گفتار آنها را متوجّه مىسازد كه با داشتن اين حالت ، تقوايى ندارند . بعد از آن كه معلوم شده دورى از شبهات از لوازم تقواست بنا بر اين افتادن آنها به شبهات موجب سلب تقوا از آنها شده بود ، امام ( ع ) بعد از اين كه افتادن آنها را در شبهات به دليل نداشتن تقوا بيان مىفرمايد با قسم جلاله در بلا افتادن آنها را به خاطر عدم يارى دين وپيروى از هواهاى نفساني اعلام داشته وسه نوع بلا را به ترتيب زير يادآور مىشود : ( 4002 - 3997 ) 1 - بلبله : كناية از كارهايى است كه بنى اميّه وديگر امراى ستمگر انجام
--> ( 6 ) سورهء فتح ( 48 ) : آيهء ( 26 ) : آنها را بر ايمان وأدار كرد . ( 7 ) سورهء أعراف ( 7 ) : آيهء ( 96 ) : واگر أهل قرا ايمان بياورند وتوبه كنند . ( 8 ) سورهء بقره ( 2 ) : آيهء ( 189 ) : از در خانهها وارد شويد ومعصيت نكنيد . ( 9 ) سورهء أنبيا ( 21 ) : آيهء ( 35 ) : ما شما را با خير وشرّ مىآزماييم وبه ما باز مىگرديد .